تبليغاتX
روزانه های من ودخترم































روزانه های من ودخترم

برای ثبت احساسات مادرانه مینویسم...

بعداز یه مدت طولانی برگشتیم..

این چندماه فرصت نوشتن پیدا نکردم ولی دلم برای اینجا وبرای همه ی دوستان خوبم خیلیییییییییی تنگ شده بود..

یه کم گرفتاریهای روزمره وکلاسهام که تعدادش زیاد شده سبب این دوری بود البته نمیشه فیس بوک روهم نادیده گرفت!

با تاخیر سال نو را به همه ی دوستان عزیزم تبریک میگم وهمه تون رو مییوسم ویه دنیا ارزوهای قشنگ براتون دارم

اما از مهرو..........

دخترم شیطون وشیرین زبون شده عاشق حیووناست عمو پورنگ وبارنی رو هم خیلی دوست داره

با همه راحت ارتباط برقرار میکنه از شلوغی ومهمونی رفتن لذت میبره

عاشق کتاب خوندنه کلی شعروقصه یادگرفته وبز زنگوله پا رو کاملا تعریف میکنه۱

امیدوارم بتونم در اولین فرصت بیام و بیشتر بنویسم

 

یه مامان |2:0 | شنبه دوم اردیبهشت 1391 |

 
                    
خدایا سپاس دخترم 2ساله شد...
دختر ک 2 ساله ی من در یک صبح پاییزی بارانی چشمان قشنگت را به دنیا گشودی وپاییزمان را زیباتر وعاشقانه تر کردی
تولدت مبارک
شادوسلامت وپایدارباشی
      
مهروی دوساله ی من تقریبا کامل حرف میزنه وکاملا حرفهای ما رو متوجه میشه
دو ماهه که مهد میره ودوستهای زیادی پیدا کرده
عاشق گردش ومهمونی وآدمهاست زود ارتباط برقرار میکنه
حسنی رو تقریبا بلده ومیخونه
قصه ی خاله سوسکه (م ازاد)را خیلی دوست داره وتکه هایی که تکرار میشه رو بلده
تا از دستش ناراحت میشم بوسم میکنه ومیگه مامان جون دوست دارم عاشقتم اخم نکن!
عاشق باباشه وشبها فقط کنار باباش می خوابه!
هشت تا از حروف انگلیسی را بلده
از جشن تولدش خیلی خوشحال بودومدام میگفت تبلدمه چپش دوزکه!
اینم یه سری عکسهای تولد دوسالگی کفشدوزک کوچولوی ما
   
 
 
  مهرو ومهمانان کوچکش!
 
یه مامان |15:30 | چهارشنبه دوم آذر 1390 |