روزانه های من ودخترم
برای ثبت احساسات مادرانه مینویسم...
بعداز یه مدت طولانی برگشتیم..
این چندماه فرصت نوشتن پیدا نکردم ولی دلم برای اینجا وبرای همه ی دوستان خوبم خیلیییییییییی تنگ شده بود..
یه کم گرفتاریهای روزمره وکلاسهام که تعدادش زیاد شده سبب این دوری بود البته نمیشه فیس بوک روهم نادیده گرفت!
با تاخیر سال نو را به همه ی دوستان عزیزم تبریک میگم وهمه تون رو مییوسم ویه دنیا ارزوهای قشنگ براتون دارم
اما از مهرو..........
دخترم شیطون وشیرین زبون شده عاشق حیووناست عمو پورنگ وبارنی رو هم خیلی دوست داره
با همه راحت ارتباط برقرار میکنه از شلوغی ومهمونی رفتن لذت میبره
عاشق کتاب خوندنه کلی شعروقصه یادگرفته وبز زنگوله پا رو کاملا تعریف میکنه۱
امیدوارم بتونم در اولین فرصت بیام و بیشتر بنویسم


یه مامان |2:0 | شنبه دوم اردیبهشت 1391
|







